رویداد ۲۴ نوشت: اگر جنگ خلیج فارس چند دهه پیش رخ داده بود شاید معاملهگران نفت امروز اعداد بسیار بزرگتری را روی تابلوهای بازار میدیدند. تنگه هرمز، مهمترین گلوگاه نفتی جهان بهشدت مختل شده، صادرات نفت کشورهای خلیج فارس کاهش یافته، نفتکشهای ایرانی هدف حمله قرار گرفتهاند، حوثیها به تأسیسات انرژی عربستان حمله کردهاند و بخشی از مسیر دریای سرخ نیز ناامن است. با این حال، صبح سهشنبه هشتم سپتامبر، نفت برنت با وجود صعود تا ۹۹.۴۶ دلار همچنان نتوانست، مرز روانی ۱۰۰ دلار را بشکند.
این درحالی است که پیش از جنگ حدود یکپنجم نفت و فرآوردههای نفتی جهان از تنگه هرمز عبور میکرد. این تناقض، پرسشی مهم ایجاد کرده است. اینکه آیا بازار نفت دیگر از هرمز به اندازه گذشته نمیترسد؟
برخی میگویند، هرمز همچنان بسیار مهم است، اما اقتصاد جهان برای زندگی با هرمز ناامن، آمادهتر از گذشته شده است. افزایش تولید نفت در خارج از خلیج فارس، خطوط لوله جایگزین، ذخایر عظیم استراتژیک و تجاری، کاهش تقاضای چین و مهمتر از همه تغییر انتظارات معاملهگران باعث شده هر بشکه نفتی که از هرمز خارج نمیشود الزاماً یک بشکه کمبود در بازار جهانی ایجاد نکند. اعداد، ابعاد شوک را نشان میدهند.
طبق گزارش تازه رویترز، صادرات نفت تولیدکنندگان خاورمیانه که پیش از آغاز جنگ حدود ۱۸ میلیون بشکه در روز بود اکنون به حدود ۱۱ میلیون بشکه رسیده است. در هفته پیش از دور تازه درگیریها در ۳۰ آگوست حدود ۸ تا ۹ میلیون بشکه در روز از هرمز عبور میکرد، اما پس از تشدید درگیری، جریان قابل مشاهده به کمتر از ۲ میلیون بشکه کاهش یافته است.
با وجود این، میانگین متحرک روزانه هنوز حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه برآورد میشود و برخی برآوردهای صنعتی، حجم واقعی صادرات را ۶ تا ۸ میلیون بشکه در روز میدانند. این اعداد در مقایسه با وضعیت عادی بسیار پاییناند. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد در نیمه نخست ۲۰۲۵ روزانه ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت و فرآورده از هرمز عبور میکرد که معادل ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی و یکچهارم کل تجارت دریایی نفت جهان بود. علاوه بر آن بیش از ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG نیز از همین مسیر عبور میکرد؛ بنابراین نمیتوان گفت، اهمیت هرمز از بین رفته است، اما بازار اکنون میان اختلال هرمز و قطع کامل عرضه، تفاوت میگذارد. در این میان برخی معتقدند که نفت راه دیگری پیدا میکند و اولین ضربهگیر بازار، مسیرهای جایگزین است.
کشورهای خلیج فارس طی سالها میلیاردها دلار برای ساخت زیرساختهایی هزینه کردهاند که در زمان بحران بتواند، بخشی از نفت را بدون عبور از هرمز به بازار برساند. عربستان خط لوله شرق-غرب را در اختیار دارد که نفت را از مناطق شرقی کشور به ساحل دریای سرخ منتقل میکند. امارات نیز خط لولهای دارد که نفت را به فجیره در دریای عمان میرساند. برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد خطوط لوله عربستان و امارات در مجموع میتوانند حدود ۴.۷ میلیون بشکه در روز ظرفیت دور زدن هرمز را فراهم کنند. امارات نیز قصد دارد تا سال ۲۰۲۷ خط لوله دیگری با ظرفیت ۱.۵ میلیون بشکه در روز احداث کند. حتی ایران خط لوله گوره- جاسک را برای همین هدف ساخته است هرچند ظرفیت مؤثر آن فعلاً حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز برآورد میشود. جنگ باعث شده، استفاده از مسیرهای دیگر نیز افزایش یابد.
صادرات از بندر سیدی کریر مصر در ماه آگوست به حدود ۲.۱۴ میلیون بشکه در روز رسیده است. یعنی بیش از دو برابر ماه ژوئن. صادرات عراق در آگوست به حدود ۲.۳۴ میلیون بشکه در روز برگشته، امارات نزدیک ۲.۹ میلیون بشکه صادر کرده و صادرات نفت خام کویت نیز در ژوئیه و آگوست به حدود یک میلیون بشکه در روز رسیده است. تولیدکنندگان همچنین از انتقال کشتیبهکشتی در خارج از هرمز استفاده میکنند. یعنی نفتی که نمیتواند از مسیر معمول حرکت کند تا حدی مسیر دیگری پیدا میکند. ضربهگیر دوم، تغییر نقشه تولید نفت جهان است. شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ در جهانی اتفاق افتاد که بخش بزرگی از ظرفیت صادراتی نفت در اختیار تعداد محدودی از تولیدکنندگان خاورمیانه بود.